استقلال آزادی و از این مزخرفات .......
سیم ماهواره را می کشم
دیش پرت می شود از سقف
تلویزیون را برمی دارم
نازش می کنم و از پنجره حواله ی خیابان
دست می زنند تماشاچیان
بوق می زنند ماشین ها
و زنم املت خوشمزه را می گذارد روی میز
با چند حلقه پیاز
که اشکمان را حسابی در آورد
|+|
نوشته شده توسط مهدی حسین زاده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 22:4
